تبليغاتX
کاش یکی بود یکی نبود اول قصه ها نبود - دنيا هميشه در سكوت ميگريد
دنيا هميشه در سكوت ميگريد
زندگي‌ام حراج شد

عمرم را كه روزي سرمايه‌اي بود براي نفس كشيدنم، حراج كردم

زندگي‌ام حراج شد، در روزگاري كه من مرده‌ام و تو به جاي من نفس مي‌كشي...

و اين بار من چشم گشودم... ميان اين همه آشوب و فتنه.

...

و من در ميان اين غربت،‌مرده‌اي بيش نيستم...

دستانم را بگير، اگر مي‌تواني.

 

+نوشته شده در سه شنبه پانزدهم بهمن 1387ساعت9:18توسط سمیه بانو |