تبليغاتX
کاش یکی بود یکی نبود اول قصه ها نبود
قول بده
تمام غروب  را به انتظار طلوع تو بیدار می مانم .

می خواهم با تو نظاره گر چشمان آبی خورشید باشم .

می خواهم با تو غروب را در پس چشمانم پنهان کنم .

ولی قول می دهم دروغ نگویم ....

چشمانم را صادق بر دیدگانت می دوزم ،

فقط ای کاش ...

بتوانم راز خورشید را پشت آن پنهان کنم.

راستش را بخواهی ،

فقط ....نمی دانم تا به کی؟

                    کمکم می کنی؟

اما نه .......

اول قول بده،هیچ گاه راز روشنائی خورشید را از من نپرسی.

قول میدهی؟

                  دستانم را بگیر.

که سخت محتاجم...................

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم آذر 1385ساعت22:52توسط سمیه بانو |
یک سال گذشت
یک سال گذشت

از غروب غم انگیز سه شنبه سیاه ۱۵/آذر /۱۳۸۴

از غروب روزی که خبرنگاران خبر شدند و ....

طی این یک سال آن قدر به دنبال جبران این فاجعه بر آمدیم که نفهمیدیم ،

بقیه فاجعه ها چگونه بر سرمان نازل شد .

آن قدر درد و اندوه این غم بر قلبهامان سنگینی کرد که....

و هنوز هیچ کدام بر این باور نیستیم که دیگر قرار نیست،

 دوستان وهمکاران عزیزمان را در کنار خود داشته باشیم .

موضوع پایان نامه شهید محمد حسن قریب عکاس ایسناعکاسی از بهشت لقب گرفت و

تدوام راه شهید اسماعیل عمرانی خبرنگار ایسنا که شب قبل از شهادت وی

با هم به مرور خبرنویسی پرداختیم وقار، متانت و خوش روئی او شد.

و این بار شاید به راستی به قول سهراب:

مرگ پایان کبوتر نیست.

مرگ وارونه یک زنجره نیست.

مرگ در ذات اقاقی جاری است.

.....

.....

.....

و همه می دانیم ریه های لذت پر اکسیژن مرگ است.

همیشه  یادشان گرامی باد.

+نوشته شده در سه شنبه چهاردهم آذر 1385ساعت0:22توسط سمیه بانو |