تا کمی گریه کنم
و به تنهائی خود فکر کنم .همه تنها هستیم
هر چه با یکدیگر تنهاتر
گرد هم جمع شدیم
تا به تنهائی خود عمق دهیم
جمع ما تنهایان.جمع تنهایی هاست
و چه وحشتناک است.
من پس از مدتها فرصتی یافته ام
تا به تنهایی خود فکر کنم
و به تنهائی تو
که چه اسان رفتی
و باز هم یاد ان روز افتادم روز دانشجوی پارسال که قرار بود جشن تولد شش سالگی خبرگزاری
ایسنا برگزار بشه و همه در تدارک جشن بودند که یهو.....................
نمی دونم چرا یاد اون روز افتادم ؟
اخه این چند روز دارم با چند جانباز و خانواده شهید صحبت می کنم و همش این شعر که بچه های
خبرگزاری در وصف ان روز سراییدند ورد زبونم شده و حالاباز هم یاد ان روز افتادم
و یاد روزهائی که به تنهائی با جثه ای کوچک مجبور شدم به اورژانس زنگ بزنم تا.......................
به قول بهترین دوست همون روزهام چون می گذرد غمی نیست و الا من هم باید تا حالا سر به بیابو
ن گذاشته باشم
و من حالا با تمام وجودم و ذره ذره احساسم با یاداوری خاطرات ان زمانها خیلی دلم می خواد که بغضم
رو خالی کنم و ای کاش که هنوز جرات این کار رو داشتم
اما مهم نیست چون وقتی کسی ر ودوست داری چه سفر کرده و چه جامونده از این راه باز هم با تمام
وجود براش دعا می کنم و من هم ...
امین یا رب العالمین

