باز هم يه سال جديد و باز هم...
اما تو كه ميداني
"تمام قصه ها
با بود يكي و نبود ديگري اغاز مي شود
كه:يكي بود٬يكي نبود
يكي رفته بود٬يكي مانده بود
مانده بود و گريه كرده بود"يغما گلروئي
نمي دونم شايد اول سالي نوشتن اين چيزا شگون نداشته باشه اماچند ساله هر سال كه ميگذره
بيشتر ته دلم خالي مي شه و بيشتر نبودش رو احساس مي كنم
و هر سال همين برنامه بوده و هست و خواهد بود و هيچ كسي هم نمي تونه جلوش رو بگيره چند سال
پيش نوبت اون بود امسال نوبت من و ساله ديگه نمي دونم شايد نوبت ...
ولي هر سال كه ميگذره بغضم بيشتر مي شه احساس تنهائيو اين كه امسال و اين بار نوبت كيه تمام
بدنم رو به لرزه مي اندازه
"يكي مانده بود و گريه كرده بود"و اون من بودم كه با تمام وجودم وقتي ماندن و تنهاشدن رو درك كردم
مثل بچه كوچيكي كه تازه بدنيا امده زدم زير گريه و دوست داشتم اندازه تمام دنيا گريه كنم و امسال هم
مثل هر سال و شايد بدتر از هر سال اخه ميدوني به قول امد بزرگا منم بايد بزرگ شم كاري كه هيچ وقت
توي عمرم دوست ندارم انجام بدم و اون اتفاق بيفته
ولي خوب به قول حافظ:
ماهم اين هفته برون رفت و بچشمم سالي است حال هجران تو چه داني كه چه مشكل حالي است
...
...
...
كوه اندوه فراقت به چه حالت بكشد حافظ خسته كه از ناله تنش چون نالي است
اما امدن يه بهار ديگه با همه خوبيها و بديهاش كه حتمتيه حكمتي از طرف خدا توش بوده مبارك وميمون
باشه ان شاءالله
دیروز هم بهترین و هم از بدترین روزهای امسال برای من بود
بدترین رو ولش میکنم واسه اینکه چون می گذرد غمی نیست
اما از بهترین ها٬ چون بعد از یک ماه و هفت روز که از پونزده بهمن
گذشته بود تازه کلی هدیه تولد گرفتم مثل دو تا کیف ٬یکسری کامل از
کتابای جبران که هنوز وقت خریدشون ر وپیدا نکرده بودم و یه سورپریز
خیلی با حال که هیچ وقت فراموشش نمی کنم و از همه دوستام هم
به خصوص فاطمه جون (خودمونیم حالا از پاچه خواری شده" جون "والا
همش تو سر و کله هم میزنیم)که این روز رو برام خاطره انگیز کرد چون
بعد از اتفاق صبح که ته افسرده گی بودم با اون سورپریز عالی دوباره بر
گشتم به وضعیت روحی سابقم
اصلا منظورم روی مادیات و هدیه هائی که گرفتم نیست روی حسیه
که بخصوص زهره و مریم و فاطمه دوباره بهم دادند بازم ازش ممنونم
فردا شکل امروز نیست
دگرگونی با ٬باور دگرگونی اغاز می شود
و فردا با پذیرفتن فردا
تو فردا را به بهترین شکل باید ببینی
تا فردا
بهترین شکل را به امروز بیاورد
فردا شکل امروز نیست
(نادر ابراهیمی)
هر کجا هستم باشم
آسمان مال منست
پنجره ٬فکر ٬هوا ٬عشق ٬زمین مال منست
چه اهمیت دارد
گاه اگر میرویند
قارچهای غربت .
